|
ضلع دوی شرقی گر گرفته بود از ردپای دیروز لبهات من لباس عروس دنباله دار شدم به عذ ذ ا نشسته گم دنبال ساعتت نگرد دوشنبه جمعه بود بی تو ... ************ مترسک صبور گیج گاه کوچه ها گامهای جفت وجور مثل جنگ بی دلیل زنده های پرغرور رنگ جیغ می شوم باعروسکی که باز می شود بدون سرمثل اشک گنگ شور شب تبر پرست سیر از گناه روزها روزدرجنون شب روده بربه ضرب زور ازقنوت گندم و قبله گاه ابرها ساقه های خشک ماند و یک مترسک صبور اینهم از دعای خیر رد راه گرگها چشم گوسفندهای پیر بی غرور کور حال خنجری سیاه سمت شعرهای من سمت برده گاهها مرده های در عبور + نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 20:29 توسط نرگس |
|