تبليغاتX
وآیه هایی که بارید بر رحلت ماهیها...

وآیه هایی که بارید بر رحلت ماهیها...

 

سقوط که می کنی تازه می فهمی آنقدر پنجره وپرنده می تواند جای تو را بگیرد که برای رسیدن به انتها مجبوری اشتباه آمده باشی انتها ابتدای راه بودومن امروز ۲۲سال می شود که از انتهایی که مرا می شناخت گذشته ام...

 

باران

می پرد در گلوم

واین یعنی

سالهاست

از خیانت پنجره گذشت

پنجمین فصل...

 

 

 

 

 

پی نوشت: من هنوز با دهان باز می خوابم...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 20:44 توسط نرگس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387



پیوندها

الهام امين
مرزهايي كه فكر مي كنم
عزیز هروی دانشجوی سال سوم ژورنالیزم
ایستگاه برو بچ
گاهشمار انزجار
کلاغها
سکوت
دختر کوچک حوا
برای روزهای بی خورشید
مرا سریست باتو
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin