تبليغاتX
وآیه هایی که بارید بر رحلت ماهیها... - این یک نامه واقعی است!

وآیه هایی که بارید بر رحلت ماهیها...

 

 

زرد٬تولستوی ٬دکارت ٬موتزارت ٬نه!

باهیچکدام نمی شود تورا کشید

می روم روی کارون ٬ااااا... فریاد می کشم

تا برسم روی زمین

٬اما پرت می شوم در دیروز٬

فردا و تکه های خودم را جا میگذارم

 روی تمام صندلیهای باتو.....

میشوم کوبیسم خنده دار همه.....

چقدرهوا روی تیک تاک امروزم سنگینی کرد

 و تونگاهم نکردی که من توی دلم بگویم

 میگوید:ترس ندارد آب!

برای من اما        فاصله

همیشه تجربه ای بیهوده بود...

همان تجربه ی بیهوده.........

من آمدم

اماروی تمام صندلیهاراپوشانده بودند..........

من آمدم اما

روی آسمان هیچ پرنده ای

چیزی نکشید ورفت........

 

 

 پی نوشت :ساعت ضدآب خواب کسی رانمی بیند

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 21:22 توسط نرگس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387



پیوندها

الهام امين
مرزهايي كه فكر مي كنم
عزیز هروی دانشجوی سال سوم ژورنالیزم
ایستگاه برو بچ
گاهشمار انزجار
کلاغها
سکوت
دختر کوچک حوا
برای روزهای بی خورشید
مرا سریست باتو
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin